پست ثابت

http://up.patoghu.com/images/hmp45e8qpxbo97rvlcbh.gifسلامhttp://up.patoghu.com/images/hmp45e8qpxbo97rvlcbh.gif

اینجا یه وب باحاله برای همه ی خانم های محجبه و چادری15000000

من میخوام با کمک شما دوستای گلم اینجارو تبدیل کنم به محلی برای تفریح و شادی..جایی برای یک دور همی مجازی..باهم شاد باشیم و از باهم بودن لذت ببریم

اینجا چیز های متنوعی وجود داره..داستان شعرخاطره دست نوشته های خودم و حتی مسابقه

من اینجا از ارزش و حریم یک زن می نویسم...از هدیه ی حضرت زهرا سلام الله علیها به ما دختر خانم ها...از حجاب و چادر

و از شما میخوام که من رو توی این راه تنها نذاریدبا نظراتتون من رو راهنمایی کنید و خوشحال میشوم اگر پیشنهادی داشته باشیدdsfgsfg

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےبرای لینک کردن هم لازم نیست اجازه بگیرید.هر کس دوست داره می تونه من رو با اسم"دخترک چادر به سر" لینک بکنه

                                        شـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـهدرود بر بانوان باحجاب ایرانیشـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه

 دوستان،این پست ثابت هست.برای خواندن پست های جدید و کامنت گذاشتن به پست های پایین مراجعه کنید

      


افسران - نمی تونی تحمل یه چادر رو داشته باشی؟؟!

هوا سرد شده است...بعضی ها خود را بخاطر "سرما" حاضرند بپوشانند...اما...بخاطر "خدا" هرگز...!

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره!
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه
گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.

                

راهتان ادامه دارد ...

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....

من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...

آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند... من در مجلس روضه با چادر صورتم را می پوشانم واشک هایم را به چادرم هدیه می دهم...

آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم...

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند... من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...


 

راننده تاکسی و حجاب

زن و شوهری داخل تاکسی شدند.پس از دقایقی راننده تاکسی به مرد گفت: به خانومتون بگید رژش را عوض کند.من از این رنگ خوشم نمی آید

مرد عصبانی شد.یقه ی راننده را گرفت.چندین فحش نصار راننده کرد و به او گفت چرا به ناموس مردم نگاه میکنی.مگه خودت ناموس نداری؟رنگ رژ خانوم من به تو چه ربطی داره؟

راننده لبخندی زد و گفت:اگر به من ربطی نداره پس برای کی آرایش کرده؟اگر برای شما بود که در خانه این کار را میکرد

مرد یقه ی راننده را ول کرد و خشمش را فرو برد.بعد یک دستمال به همسرش داد تا رژش را پاک کند


     

روز ملی حجاب و عفاف

حفظ چادر ، حفظ دیـن و مذهب است

شــیوه زهــرا و درس زیـنب اسـت

حفظ چادر نص قرآن مجـید

قفل جنت را بود تنـها کلــید


ziba حجاب تلألو شبنم بر چهره گل است ziba       


دو خط که دو طرف عدد قرار میگیرند    │ - │

و مثبت می کنند عدد را

حتی اگر منفی باشند

دو خط که اسمشان قدر مطلق است

چادر من

قدر مطلق من است

چه خوب باشم چه بـــــد

از من انسانی خوب می سازد


ziba من حجابم، کشتی راه نجات، چشمه آب حیاتم، معنی آب حیاتم، معنی صوم و صلاتم، بر حریم عفت و ناموس، من نیکو پاسبانم ziba



21 تیر ماه ، روز ملی حجاب و عفاف مبارک بادziba

zibaدرود بر تمام بانوان باحجاب سرزمینم ایران  ziba                 

گرمای جهنم یا گرمای هوا ؟

با سرو صدا و معترض به گرمای هوا در تاکسی خطی که تو آفتاب داغ منتظر مسافر بود رو باز کرد،وقتی نشست  در حالی که با شال روی سرش خودشو باد می زد رو به من گفت :خانوم شما تو این گرما چطور با چادر مقنعه میای بیرون ؟

گفتم :خدا تو قران در جواب کسایی که در سرپیچی از فرمانش برای جهاد گرمای هوا رو بهانه کردند می فرماید"به آنها بگو آتش دوزخ از این هم گرمتر است"  اون خدایی که هوای تابستونو داغ قرار داده همون خداییه که دستور به حجاب داد

                                    

پایان مهلت

می گفتː<حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم.خوش باشم.از همه خوشگل ترباشم

همه فقط به من نگاه کنن.دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور بکشم سرم و

بچپم تو خونه اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد.خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ,به چهل

پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.نماز می خونم.روسری سر می کنم.

حالا کو تا اون موقع!خیلی وقت دارم...>

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده.بعد از تصادف حتی فرصت استغفار

هم پیدا نکرد.

http://b4ch3mosb4t.persiangig.com/hi/images/08.jpg

حجاب فرضیه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد.

تخفیف !

هر بار که برای خرید می رفت , کلی تخفیف می گرفت.می گفت  ːتو خرید بلد نیستی!یه بار با من

بیا ; برات یه تخفیف حسابی می گیرم.

آن روز با فروشنده جوان , با ناز و کرشمه از هر دری حرف زد وخندید . نیم ساعت بعد , پس از

فروش حیا و نجابتش توانست مانتو را با ده هزار تومان تخفیف بخرد!


استشمام رایحه تو لیاقت می خواهد , نگاه های هرزه مانند علف هرز جلوی رشد گل وجودت را می گیرند !

لذت بندگی من !

چند درجه حرارت بیشتر پختـه ترت مـی کند..!


هــوا ممنونم!
گرم که می شوی
تازه می فهمم لذت حجاب را...
لذت بندگی را...